تبليغاتX
گفت وشنود

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا

آقا!میدونم خیلی بدشده ام ولی مافقط چشم به کرم شما داریم

آقا! یعنی میشه امسال موقع تحویل سال دستانم تو پنجره فولادت حلقه زده باشه

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386 و ساعت 1:4 قبل از ظهر |
مرحوم حجت‌الاسلام سيد احمد خميني در 24 اسفند 1324 در قم پا به عرصه وجود نهاد،‌دوره‌هاي تحصيل ابتدايي و متوسطه را در قم به پايان رساند. سالهاي پاياني دوره دبيرستان او مصادف با قيام 15 خرداد شد. پس از آن به تحصيل علوم اسلامي پرداخت و بعد از تبعيد امام خميني، در سال 1345 مخفيانه براي ديدار پدر عازم نجف شد و در همان جا به دست پدر، به سلك روحانيت درآمد. چندي بعد به وطن بازگشت و با ايجاد ارتباط هاي مطمئن در ميان عناصر انقلابي و رهبر انقلاب، ‌به سازماندهي نيروهاي فعال مذهبي پرداخت و ضمن انجام اين فعاليت ها، ‌با جديت تمام به كسب علوم و معارف ديني و ضروري روي آورد. پس از طي دوره مقدماتي و متوسطه حوزه، ‌سطوح عالي را نزد استاتيد بزرگي همچون آيت‌الله سلطاني (‌پدر همسر مكرشان)،‌ آيت‌الله حاج مرتضي حائري و ايت‌الله شبيري زنجاني سپري كرد.
در سال 1356،‌ برخي از همرزمان ايشان توسط ساواك دستگير شده و ارتباط آنان با وي آشكار شد. از اين رو مخفيانه ايران را ترك نموده و به نجف مي‌رود. در همين سفر، فاجعه رحلت برادر بزرگوار ايشان آيت‌الله سيد مصطفي خميني به وقوع پيوست.
پس از پيروزي انقلاب اسلامی نيز ايشان،‌ نقش انقلابي و اجتماعي حساسي را ايفا نمودند و در طول ده سال پس از انقلاب و دوران دفاع مقدس نيز به بهترين وجه براي خدمت به ملت ايران و رهبر كبير انقلاب كمر همت بسته و بيت امام را به بهترين وجه اداره نمودند و همواره مطمئن‌ترين و امين‌ترين مشاور امام بودند. پس از رحلت حضرت امام نيز، ‌ضمن پيروي از مقام منيع ولايت، ‌تمام همت خويش را معطوف به پاسداري از وصاياي پدر نمودند و همواره در صف پاسداري از نظام و انقلاب در خط مقدم قرار داشتند.
سرانجام پس از تحمل چند سال غم جانکاه دوري پدر كه مهلك‌ترين خبر به جسم و روح ايشان بود،‌ در شامگاه 25 اسفند 1373 نداي حق را لبيك گفت.

+ نوشته شده توسط در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386 و ساعت 5:11 قبل از ظهر |

 آیت الله مصباح یزدی :

 آیت الله بهجت از مرحوم آقای قاضی (ره) نقل می کردند که ایشان می فرمود:
« اگر کسی نماز واجبش را اول وقت بخواند و به مقامات عالیه نرسد مرا لعن کند! و یا فرمودند: به صورت من تف بیندازد. »
اول وقت سرّعظیمی است « حافظوا علی الصلوات: در انجام نمازها کوشا باشید. »
خود یک نکته ای است غیر از « أقیموا الصلوة: و نماز را بپا دارید. »
و همچنین که نماز گزار اهتمام داشته باشد و مقید باشد که نماز را اول وقت بخواند فی حدّ نفسه آثار زیادی دارد، هر چند حضور قلب هم نباشد. »

منبع : سایت آیت الله العظمی بهجت

+ نوشته شده توسط در جمعه بیست و چهارم اسفند 1386 و ساعت 11:14 قبل از ظهر |
 
 
اینهم  مناجات امیرالمومنین علیه السلام  که من عاشقش ام . هرکی میخواد روش کلیک کنه و دانلودش
 
کنه. فقط دعا فرآموشتون نشه.
 
جهت حفظ امانت لینکش هم ازسایت شهید آوینی میباشد.
+ نوشته شده توسط در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386 و ساعت 1:36 قبل از ظهر |

امان از آن دوشنبه سیاه

مولی ! ای کاش ماهم لیاقتش رو داشتیم تاتوی غم شما شریک

میشدیم آخه با رحلت جدتون رسول الله ص تازه  مظلومیت مادرتون

زهرا سلام الله علیها و آقاامیرالمومنین علیه السلام شروع شده وازحالا باید

خودمون رو برای شهادت مادرمظلومه اتان زهرای مرضیه س آماده کنیم

  

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

 

+ نوشته شده توسط در دوشنبه بیستم اسفند 1386 و ساعت 0:30 قبل از ظهر |

 در ایام ابوالعباس سفاح، طرفداران عباسیان قبور حاکمان اموی را تخریب کردند. در آن زمان قبر یزید ابن معاویه را هم تخریب کردند و در قبر او جز یک استخوان چیزی نمانده بود. (شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، جزء 7، از انتشارات کتابخانه آیت الله نجفی مرعشی، ص131)

 

یک روحانی کاروان برایم تعریف میکردیکبار که سوریه رفته بودم خیلی دنبال قبر معاویه لعین گشتم و قبری به من نشان دادند که خیلی خراب بود وگفتنداین قبرمعاویه است ولی بیشتر که تحقیق کردم گفتند قبر اصلی جایی دیگر است وبرای حفظ آبروسنی ها میگویند قبرمعاویه اینجاست ولی قبر اصلی را که پیدا کردم تا مخروبه است که محل دستشویی سگها شده وبرای حفظ بیشتر آبرو درب وقفلی هم برایش گذاشته بودند تاراه سگها رابند بیاورندو شخصی که مرا به آنجا راهنمائی کرده بود میگفت هربار که خواسته اند اینجا راتعمیر کنند یا مسول آن کاربه طرز مشکوکی مرده ویا از بازار شهر آتش بلندشده است وآخرین بار که یک یهودی ازانگلستان برای تعمیر قبر و ساختن بارگاهی برای آن آمده بود درخیابان تصادف کرد و نزد معاویه رفت. البته درباره یزید هم میگویند که چون خیلی به شکار علاقه داشته یک روز اسبش رم کرده و سربه بیابان میگذارد و دیگر جسد یزید ملعون هم پیدانمیشودولی این عکس را سایت خبری فردا منتشر کرده. دیگر صحت وسقمش به عهده سایت فردا.

+ نوشته شده توسط در دوشنبه بیستم اسفند 1386 و ساعت 0:27 قبل از ظهر |
 
بقیه عکسهارودرادامه ببینید

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در دوشنبه بیستم اسفند 1386 و ساعت 0:25 قبل از ظهر |
 

آیة الله العظمی بهجت حفظه الله :


سؤال: اخيرا كتابى نوشته شده درباره

ى مثلّث برمودا كه مؤلف در آن سعى

كرده كه اثبات كند جزيره خضرائى كه در

روايت دارد كه در آن جا با امام زمان ـ

عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف ـ ملاقات

حاصل شده،همان مثلّث برمودا

است. آيا اين تطبيق درست است و آيا

جزيره ى برمودا همان جزيره ى خضراء

است؟

جواب: امام ـ عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف ـ در هر كجا باشد، آن جا خضراء است.

قلب مؤمن جزيره ى خضراء است، هر جا باشد حضرت در آن جا پا مى گذارد.

قلب ها از ايمان و نور معرفت خشكيده است. قلب آباد به ايمان و ياد خدا پيدا كنيد، تا

براى شما امضا كنيم كه امام زمان ـ عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف ـ آن جا هست.

+ نوشته شده توسط در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386 و ساعت 10:3 قبل از ظهر |
آیة الله العظمی بهجت حفظه الله :
سؤال: اخيرا كتابى نوشته شده درباره ى مثلّث برمودا كه مؤلف در آن سعى كرده كه اثبات كند جزيره خضرائى كه در روايت دارد كه در آن جا با امام زمان ـ عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف ـ ملاقات حاصل شده،(1) همان مثلّث برمودا است. آيا اين تطبيق درست است و آيا جزيره ى برمودا همان جزيره ى خضراء است؟
جواب: امام ـ عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف ـ در هر كجا باشد، آن جا خضراء است. قلب مؤمن جزيره ى خضراء است، هر جا باشد حضرت در آن جا پا مى گذارد. قلب ها از ايمان و نور معرفت خشكيده است.
قلب آباد به ايمان و ياد خدا پيدا كنيد، تا براى شما امضا كنيم كه امام زمان ـ عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف ـ آن جا هست.

+ نوشته شده توسط در شنبه هجدهم اسفند 1386 و ساعت 10:0 قبل از ظهر |

 

دوستان عزیز : تاپایان دهه صفر مطالب جدیدم رااززیر این پست بخوانید

برای زیارت حرم امام حسین ع اینجا کلیک کنید 

 نقل کرامتی از حضرت ابالفضل ع     //   اولین زائر کربلا

حکایت آزمودن امام حسین ع

سرنگونی صدام ملعون توسط امام حسین ع

 

 

السلام علیک یا ام المصائب یا زینب کبری س

محل قطع شدن دستان عباس ع 

اینجابود که امیدعباس ناامید شد

سرداب عباس ع مملو از آب 

این همان تل زینب است

 

اومیبرید ومن میبریدم ...(قتلگاه امام حسین ع)

 محلی درسوریه معروف به محل دفن سرمبارک امام حسین ع

اینجا امام حسین ع خون علی اصغر را به آسمان پاشید

 

اینجا امام حسین ع سراکبرش را درآغوش کشید 

آب فرات که ازشرمندگی تاابد ساکت خواهد ماند 

مظهر غیرت ووفا عباس ع

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه هشتم اسفند 1386 و ساعت 1:54 قبل از ظهر |

ای آدمها

ای کسانی که ادعای حقوق بشرتان گوش عالم و آدم کر کرده

ای کسانی که هیچ غصه ای جز مبارزه با تروریست ندارید

و ای کسانی که با سینه چاکان حقوق بشر رقص شمشیر میکنید

 

اگر مسلمان هم نیستیدآزادمردباشید 

 

کودک لبنانی کشته شده توسط بمبهای

خوشه ای باقی مانده ازجنگ ۳۳ روزه

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه هشتم اسفند 1386 و ساعت 1:33 قبل از ظهر |
 

تاحالا شده کاراداری یا بانکی براتون پیش بیاد ولی کارمند مربوطه کارتون رو انجام نده

بعدهم که ازناراحتی براکسی تعریفش میکنی میگه زبان طرف رو بلدنبودی!

یاپیش آمده اگر یک خانم جوان یا یک آدم خوش تیپ واحیانا با یک چهره خیلی تودل برو

برای همان کار شما مراجعه کند کارش انجام بشه ولی کارشما نه؟

یا اینکه تاحالا برخورد کردید به بعضی آدمها که شان خاصی برای خودشان قائلند و

فقط به آدمهای خوش تیپ یا پولدار یا تودل برو یا آدمهایی بازبان خیلی چرب ونرم ابراز

لطف میکنند واگرشما بهشون احترام بذارید یا ابرازلطفی کنید بهشون برمیخوره وبا

بدخلقی جواب میدهند؟

تاحالا ازخودمان پرسیدیم که چرا ما آدمها همه امان کم و بیش چنین رفتارها وطرز

فکرهایی داریم؟

مخصوصا ما مسلمانها که پیامبرمان اگر توی مجلسی بود وکسی برای اولین بار وارد

مجلس میشد ایشان را ازسایرین تشخیص نمیداد.

ویا اگر کسی درمقابل ایشان جو زده میشد و شخصیت باعظمت ایشان روح آن

شخص را تسخیر میکرد وطرف به لکنت زبان و پت و پت میافتاد آنقدر بااو خودمانی

برخورد میکرد که حتی نقل شده دریک مورد یک اعرابی را توی آغوش گرفته و به

سینه اش چسبانید به گونه ای که حتی آن اعرابی نوک انگشتانش اززمین بلند شد.

درحالی که ماها حتی اگر صفور(یا سفور خودتان اصلاح کنید) شهرداری هم بشیم

آخرش برای کارفرمایمان یک کلاسی میذاریم تا حساب کاردستش بیاد.

آیا تاحالا فکر کردیم مامسلمانها و ما شیعیان که میخواهیم امام زمان عج بیاید ودنیا را

اصلاح کند و خیلی هم برای امر فرج ایشان دعا میکنیم ولی اگر او بیاید دیگر جایی

برای این امور نیست ؟ چون حکومت او حکومت عدل است و قرار است همه چیز بر

مبنای عدل باشد نه خوش تیپی ونه خانوم یا آقا بودن ویا خوش زبان بودن یا نبودن

بلکه هر کسی با هر زبان و هر طائفه و هزاران هر دیگر  تنها به خاطر انسان بودن و

خلق خدا بودنش باید به حق خودش برسد.

+ نوشته شده توسط در دوشنبه ششم اسفند 1386 و ساعت 7:6 بعد از ظهر |
امروزصبح ازخواب که بلندشدم هنوزچشمهام بازنشده صدای چک چکی روشنیدم

که صداش ازیکمتری میامد. نگاه که کردم تا لوله آب دقیقا بالای سرم ترکیده وسقف 

خیس آب شده.

خلاصه تابعدازظهر صاحب خانه امان موزائیکها روشکست ولوله های فلزی رو درآورده

ولوله کش هم تارسید من بایدمیرفتم دنبال کارم.

موقع برگشتن  درپارکینگ روکه بازکردم یه قیافه خیلی محقرانه باچهره روستایی

جلوم سبزشد وکلی سلام واحوال پرسی.میخواست اجازه بگیره که لوله آب روکه دم

درگذاشته بودند به عنوان ضایعات ومجانی برداره.

بعدازاینکه صاحب خانه رودیدواجازه بردن لوله روگرفت توی تاریکی یکباره بغضش

ترکید. کنارش رفتم .پاچه شلوارش رو بالا زد . خیلی ترسیدم .خیال کردم جنه

آخه پاش ازساق خم شد .اول مثل سم جن به نظر میرسید.ولی همینجور که آب

توی چشمهاش حلقه زده بود میگفت روز برفی پلاتین توی پام شکست پول تعویضش

روهم ندارم.امروزهم توی خیابون و کوچه های ... گشتم تا شاید پول نفت!! برای گرم

کردن بچه هام روبتونم تهیه کنم.الان هم به خاطر سرما فرستادمشون روستا .

فکرکنم اولین باربود خیالم آسوده بودازاینکه پولی که میدم دست یه آدم حسابی

میافتاد منهم یه چیزهایی بهش دادم.بعدهم که رفت افسوس خوردم که چرا آدرسش

رو نگرفتم تابهش سرهم بزنم.(ولی بازهم حکایت جالبی بود که خدااگه بخوادروزی

بنده اش روبده حتی اگه شده سقف رو روسر یکی دیگه خراب میکنه اماروزی بنده

اش رو کم نمیذاره)

به هرحال امیدوارم خدااین خیرات رو که برای تمام اموات نیتش کردم ازمن قبول کنه

وحق همه روهم ازاموات گرفته تازنده ها وحق فقرا رو برما حلال کنه.

حضرت علی ع یک چنین مضمونی دارند که اگر اغنیا(مااغنیا نیستیمها اشتباه نشه)

حق فقرارا پرداخت میکردند دیگرفقیری باقی نمیماند.

+ نوشته شده توسط در شنبه چهارم اسفند 1386 و ساعت 8:24 بعد از ظهر |

 

عشق میگوید بمان  عقل میگویدبرو

 

عقل میگویددیگرامیدی نیست عشق میگوید «ازرحمت خداناامیدنشوید»

 

 عقل میگویداین وادی پرازآتش وفتنه است عشق میگوید هرگلی راخاریست

 

خدایا خودت کمکم کن که تنهاامیدمن توئی

+ نوشته شده توسط در جمعه سوم اسفند 1386 و ساعت 8:37 بعد از ظهر |

زمین خوردن فیدل کاستروبعدازیک سخنرانی

شنیدید که انسان باید روی زمین هم باوقار راه رفته وهمیشه رعایت تواضع رابکند.

ولی وقتی انسان دچارغرور شده وبه اصطلاح توی آسمان هفتم سیرکندونگاهی به

پائین نداشته باشد اینهم نتیجه اش.

به گفته یک دوست تواضع راباید ازآسمان آموخت .چون باهمه بلندی و بزرگی که دارد

همه خیراتش به زمین و ساکنان آن میرسد.وبسیاری ازبلاها راازآنها دفع میکند.

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه دوم اسفند 1386 و ساعت 3:34 بعد از ظهر |
 

هواکه تاریک شدبچه ها راه افتادند.عراقیها برتمام گذرگاه مشرف بودندوتنهااستتارما

تاریکی شب بود.اگرتپه سقوط میکردحلبچه تحت تصرف مامیشد.مسیرپربودازاجساد

یابهتربگویم اسکلت شهدا.هربارکه عملیات این جبهه باشکست مواجه میشد

شهدای آن هم برزمین میماند.ازگذرگاههایی که بچه های اطلاعات عملیات مشخص

کرده بودند تپه رادورمیزدیم وبالامیرفتیم.درمیانه راه یک دسته ازبچه ها زیربهمن رفتندو

شهیدشدند.ولی چاره نبود.بایدآفتاب زنان بالای تپه میرسیدم.

چیزی به طلوع آفتاب نمانده بود.بابچه های تخریب تماس گرفتم.هنوزمیدان مین

پاکسازی نشده بود.گویاتخمین اولیه اشتباه بودو۱۰۰مترمیدان مین به چندصدمتر

رسیده بود.ازفرماندهی اطلاع دادندکه مابقی راباید استشهادی عمل کنید.

خیلی دردناک بود ولی کل عملیات به همین یک لحظه بندبود.جای تصمیم گیری نبود

باید رفت.ولی قرعه به نام کی خواهد افتاد ..........

                                                                   .............

مقرعراقیها راتصرف کرده بودیم.اول آفتاب بودوما از غفلت آنها نهایت استفاده راکرده

بودیم.حدود۳۰۰ نفرشان به هلاکت رسیده ومابقی فرارکردند.

سراسیمه به عقب بازگشتم .سراغ شهدای میدان مین.با احتیاط قدم برمیداشتم.

به سمت اولین(آخرین)شهیدرفتم .لبخندی آشنا داشت . به ناگاه چشمانم سیاهی

رفت وتابه خود آمدم بالای سرش نشسته بودم.مثل همیشه آرام وخندان.

هیچ گاه آب هم دستش نداده بودیم.آخرچشمانی پیرهمواره انتظاراوبودند.

اوهیچ کس رانداشت!جز یک مادربزرگ پیرکه هرچندوقت تنهانامه ای برایش میفرستاد

وحالا لبخندی دیگر و     .......      پروازبه ملکوت

 

                                        روحش شاد ویادش گرامی 

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه دوم اسفند 1386 و ساعت 2:54 قبل از ظهر |